قمر الملوک وزیری

 
 

خواننده ، شاگرد مستقيم مرتضي ني داوود و پرورنده غير مستقيم مكتب آوازي سيد حسين طاهرزاده، داراي قريحه عالي هنري در توانايي‌هاي بياني، تكنيك و احساس فوق‌العاده و صاحب مقام انساني متعالي.

او در تاكستان قزوين چشم به جهان گش
ود، پدرش سيدحسن چهارماه قبل از تولد او در گذشته بود واز دامان كرم مادرش كه طوبي نام داشت بيش از 8 ماه بهره‌ مند نشد و از 8 ماهگي تحت تكفل و تربيت مادر بزرگش خيرالنساء ملقب به افتخارالذاكرين قرار گرفت، ملاخيرالنساء زني بود مهربان، پرهيزكار و مومن كه در حرمسراي ناصرالدين شاه روضه مي‌خواند. قمر در محيطي پرورش يافت كه خواندن آواز از ضروريات زندگي ، يعني وسيله امرار معاش بود، قمر خردسال در هنگام شنيدن آواز خيرالنساء سكوت مي‌كرد و سراپاگوش مي‌شد و نغمات را در ذهن خود مي‌سپرد و در هنگام تنهايي كوشش مي‌كرد عيناً آن الحان را تقليد كند. از اين جهت خيرالنساء تصميم گرفت قسمتي از مرثيه خواني را به قمر بياموزد تا در هنگام مقتضي دو صدايي آنها را اجرا كنند. قمر چون از كودكي در برابر گروه كثيري به مر ثيه خواني پرداخته بود، شهامت و دليري بي‌مانند پيدا كرد. هرگز ديده نشد كه او در برابر جمعيت هراسان شود وحق‌لغات را چنانكه بايد ادا نكند. شانزده ساله بود كه به داشتن صدايي خوش و آوازي دلكش و دلپذير مشهور شد. قمر با داشتن اين امتيازات زماني درك كرد كه آواز خواندن و مقيد به دستگاهي نبودن، رفته رفته صدايش را وحشي و بي‌بند وبار كرده‌است. اين نكته را هنگامي دريافت كه همراه با سازي به خواندن پرداخت. خود او در اين مورد مي‌گفت " آشنايي گوش من به موسيقي از زماني بود كه در منزل يكي از اقوام من جلسات دوستانه هنري تشكيل مي‌شد. آن وقت من خيلي جوان بودم درويش خان تار مي‌زد و حاجي خان معروف به عين‌الدوله ضرب مي‌گرفت" . قمر خيلي زود ضعف خود را دريافت و از مادربزرگش درخواست كرد كه نوازنده‌اي را به خانه بياورد تا به وي تعليم آواز دهد. خيرالنساء موافقت كرد و پيرمردي را كه نامش بر ما مجهول است بدين منظور به خانه دعوت كرد. متاسفانه چند ماه نگذشته بود كه اولين استاد قمر جهان را بدرود گفت. قمر در اين مورد مي‌گفت" در زمان آموزش نزد اولين استادم به صفحات طاهرزاده هم زياد گوش مي‌دادم تا با مرتضي‌خان ني‌داوود آشنا شدم كه از همه بيشتر از محضر ايشان استفاده كردم" رابطه قمر با ني داوود پس از چند سال از مرحله شاگردي و استادي به همكاري رسيد و اين نوازنده مشهور در تمام مراحل هنري با قمر همراه بود و با آواز وي نوازندگي مي‌كرد. ني داوود رفته رفته نوازنده خاص قمر و مشاور هنري او شد ، اولين كنسرت قمر در سال 1313 در گراند هتل برگزار شد و در همين كنسرت بود كه براي اولين بار تصنيف مرغ سحر را خواند.

اجراي آثار عارف وآشنايي با او از نقاط عطف زندگي قمر است. از جمله اين آثار مي‌توان به تصنيف گريه كن( به ياد كلنل محمدتقي خان پسيان) و تصنيف اي‌ دست حق اشاره كرد. عارف، شاعر انقلاب، در سال 1305 صدايش را از دست مي‌دهد. از آن پس ناگزير تصنيف و ترانه‌هايش را در سينه خود مي‌خواند وصداي فريادش را قمر ادامه مي دهد.تصنيف‌ ديگر عارف كه آن را نيز قمر خوانده مارش جمهوري است كه نخستين بار خود عارف آن را در سال 1300 شمسي در كنسرت معروف جمهوري اجرا كرد كه متاسفانه تمام صفحات اجراي قمر را دولت وقت از بين برد.

او در مورد اولين ملاقاتش با عارف كه دوران تبعيد را در همدان مي‌گذراند مي‌گويد " به هر ترتيب بود او را ملاقات كردم . من عارف را نديده بودم و تنها اسماً او را مي‌شناختم اما با ديدن او مهرش در دلم جاي گرفت و فهميدم مرد بزرگ و آزاد منشي است و شايد كمتر مانند داشته باشد" قمر حافظ سنت‌هاي اصيل آواز ايران بود . او حدود صداي زن و به طور كلي حدود صداي خود را به خوبي مي‌خواند. در گوشه‌هايي مانند عشاق، حجاز و يا عراق، اوج صدايش به خوبي هويدا مي‌شد و همان مهارتي را كه در اجراي تحريرها در اكتاوهاي پايين داشت، در اوج نيز نمودار مي‌كرد. فريادهاي بي جا و هوار و فغان در آوازش نبود. او جزء معدود خواننده‌هايي بود كه آواز و تصنيف را به بهترين وجه و صحيح‌ترين طريق اجرا مي‌كرد. وسعت صدايش به طور تقريب از نت « دو» (زيرخط حامل با كليد سل) تا نت «ر» (روي خط چهارم) بود كه طبق تقسيمات صداي زنان در موسيقي غربي تا حدي نزديك به كنترآلتو بود كه در موسيقي ايراني به اين نوع صدا، چپ كوك مي‌گويند. آنچه را كه آهنگسازان مي‌آفريدند به بهترين وجه ممكن اجرا مي‌كرد. از ميان سازها به تار علاقه داشت و تا حدودي هم به نواختن آن آشنايي داشت. از او 426 صفحه توسط كمپاني‌هاي مختلف صفحه پركني، ضبط شده‌است. از ديگر تصنيف‌هاي معروف او مي‌توان به جوانان ايران، نوع بشر، ملك ايران، هزاردستان، در بهاراميد، ماه من، زمن نگارم، موسم گل، امان از اين دل،هديه عاشق، بهار است و هنگام گشت، قلب مادر، چه شورها، وضع وطن، حاصل زندگاني، لشكرگل، مرغ حق، آتش دل و ... اشاره كرد كه اكثراً همراه با تار مرتضي ني‌داوود، ارسلان درگاهي ، ويلن موسي‌ني‌داوود، پيانوي مرتضي محجوبي و شامل اجراي آثار عارف، درويش‌خان، ني‌داوود و امير جاهد مي‌باشد.

نمي‌توان درباره قمر نوشت و علاوه بر صدايش از انسانيت او ياد نكرد. بينش اجتماعي، مردم دوستي، سخاوت و فروتني را تمامي معاصران او و نه حتي هنرمندان از صفات قمر دانسته‌اند. براي مردم مي‌خواند و براي مردم زندگي مي‌كرد. آنچه داشت متعلق به همه بود و آنچه را بخاطر صداي بي‌نظيرش مي‌گرفت، بي‌دريغ بين مردم تقسيم مي‌كرد. او مي دانست وقتي مورد احترام مردم قرار خواهد گرفت كه براي مردم گام بردارد و هنرش را در خدمت مردم بگذارد و خريد 70 تخت خواب براي پرورشگاه از محل اولين عايدي صفحاتش، صرف درآمد كنسرت‌هايش به نفع فقرا، بزرگ كردن چند كودك بي‌سرپرست ، فروش خانه‌هاي خود در خيابان جامي و مخصوص به نفع مردم فقير، شايد نمونه‌هاي كوچكي از سخاوت‌مندي بي‌دريغ او باشد .

در ساعت 23 پنج شنبه 14 مرداد 1338 آخرين شعله‌هاي لرزان حيات ستاره درخشان هنر ايران به خاموشي گراييد، جنازه قمر بنابه دلايلي مانند اشخاص مجهول‌الهويه به سردخانه پزشك قانوني منتقل شد. روز بعد جنازه اش بی سروصدا با امبولانس دادگستری به منزل او واقع در تهران نو و از آنجا در حالی که فقط 20 نفر در تشییع جنازه او شرکت کرده بودند به آرامگاه ظهیرالدوله منتقل شد . قمر سخاوتمندانه و بی دریغ ، آنچه را که داشت ایثار کرد . هرگز به هنرش خیانت نکرد و آن را نه تنها بنده ی دینار و درهم نکرد ، بلکه آن را در تحقق بخشیدن به آرزو های ملی و میهنی خویش به کار بست . فقیر و تنها مرد ، اما یاد و صدای او همواره در تاریخ موسیقی ما می ماند و میخواند.

 

 جهانشاه صارمی

  

 


ارتباط با ما


نام

email

متن